سه شنبه هجدهم دی 1386
هم نفس

برام حضورت همیشه ترانست
نبودنت یه شعر بی بهانست
دستای تو مرحم عاشقانست
میخوام که با پنجرهای تاریک
فقط بگم از نفسای بارون
اسم تو رو رج بزنم رو برگا
یا که روی قاصدکای های ایوون
هم نفس گرمی آب چشمه
جاری بشیم مثل بهار تو ریشه
تو شادی شکفتن شکوفه
هم صدابشیم شعر بخونیم همیشه
نوشته شده توسط *.♥ آوریل ♥.* در 16:32 | لينک به اين مطلب
