
زندگی مثل بازی شطرنج میمونه .
تا وقتی بلد نیستی همه میخوان بهت یاد بدن .
وقتی که یاد میگیری همه میخوان شکستت بدن .

چشمانت را برای زندگی می خواهم
اسمت را برای دلخوشی می خوانم
دلت را برای عاشقی می خواهم
صدایت را برای شادابی می شنوم
دستت را برای نوازش می خواهم
و پایت را برای همراهی می خواهم
عطرت را برای مستی می بویم
خیالت را برای پرواز می خواهم
و خودت را نیز برای پرستش

روز اول خيلي اتفاقي ديدمت ،
روز دوم الکي الکي چشمام به چشمات افتاد ؛
هفته بعد دزدکي بهت نگاه کردم ؛
ماه بعد شانسي به دلم نشستي ،
وحالا سالهاست يواشکي دوست دارم
وقتي كه گريه كرديم گفتن بچه است
وقتي كه خنديديم گفتن ديونه است
وقتي كه جدي بوديم گفتن مغروره
وقتي كه شوخي كرديم گفتن سنگين باش
وقتي كه حرف زديم گفتن پر حرفه
وقتي كه ساكت شديم گفتن عاشقه
حالا هم كه عاشقيم مي گن گناهه


