پنجشنبه یازدهم تیر 1388

براي تنهايي ات
گريستم
نه بخاطر بوسه
نه بخاطر جسم عريانت
به خاطر خودت
به خاطر زنانگي پاکت
نه بخاطر تنهايي من
نه بخاطر فراموشي
بخاطر به تو انديشيدن
در لحظات زندگي
به خاطر پاکي کلامت
در اعلام عشق
نه بخاطر جبران خطاي ديروز
نه بخاطر قضاوت فردا
بخاطر امروزت
به خاطر هر روزت
نه بخاطر آن شب ها در کنار تو
نه به خاطر امشب
در غياب تو
بخاطر عشق نهانت
که دنياييست
بخاطر تنهايي ات
در عين ازدهام
نه بخاطر فريب تو
نه بخاطر ترهم
به خاطر خاطرات ديروز
به خاطر روياهاي فردا
به خاطر تکيه گاهي امن براي تو
بخاطر معمني آسوده
براي عشق
و تو
گريستن...
نوشته شده توسط *.♥ آوریل ♥.* در 21:0 | | لينک به اين مطلب
سه شنبه نهم تیر 1388
تنگ غروب. . .

یه روز سرد خزون تنگ غروب
خسته از آدمهای شهر شلوغ
خسته از نگاه پر درد زمون
از حضور بی نشون حسمون
تو کوچه با اون شب دلواپسی
بی ستاره موندم تو این بی کسی
خسته از آدمهای شهر شلوغ
خسته از نگاه پر درد زمون
از حضور بی نشون حسمون
تو کوچه با اون شب دلواپسی
بی ستاره موندم تو این بی کسی
نوشته شده توسط *.♥ آوریل ♥.* در 22:35 | | لينک به اين مطلب
دوشنبه هشتم تیر 1388
یاد بچگی . : .
یاد بچگی بخیر که زمین حوصله داشت
میشد تو هر وجبش امیدای عشق و کاشت
فانوسای کاغذی چشمه ها عاشق منیشن
دیگه اون کبوترا دیگه عاشق نمیشن
بذار که خواب خوب تو رو همیشه
باچشمای باز خودم ببینم
نوشته شده توسط *.♥ آوریل ♥.* در 22:27 | | لينک به اين مطلب

